به نام مولا
جمعه 17 آذر 1396 :: نویسنده : یوسف.. نورایی مطلق

ساکنم بر درِ میخانه که میخانه از اوست
می خورم باده که این باده و پیمانه از اوست
گر به مسجد کشدم زاهد و ، در دیر کشیش
چه تفاوت کند ، این خانه و آن خانه از اوست
خویش و بیگانه اگر رحمت و زحمت دهدم
رحمت خویش از او ، زحمت بیگانه از اوست
روزگاریست که در گوشه ی ویرانه ی دل
کرده ام جای که این گوشه ی ویرانه از اوست
گر چه پروانه دلی سوخت ز شمعی چه عجب
شمع از او ، محفل از او ، هستی پروانه از اوست,,
نیم آدم که از آن دانه ی گندم نخورم
من از او ، جنت از او ، خوردن از او ، دانه از اوست
سنگ زد عاقل اگر بر سر دیوانه ی ما
سنگ از او عاقل از او ، این دل دیوانه از اوست

مولانا........


حضرت_سعدی

نفحات صبح دانی زچه روی دوستدارم
که به روی دوست ماندکه برافکندنقابی
دل من نه مردآنست که با غمش برآید
مگسی   کجا  تواند  که  بیفکند عقابی




یاد دِهْ ما را سُخَن‌هایِ دَقیق
که تو را رَحْم آوَرَد آن ای رَفیق

هم دُعا از تو، اِجابَت هم زِ تو
ایمِنی از تو، مَهابَت هم زِ تو

گَر خَطا گفتیم، اِصْلاحَش تو کُن
مُصْلِحی تو، ای تو سُلطانِ سُخُن

کیمیا داری که تَبْدیلَش کُنی
گَرچه جویِ خون بُوَد، نیلَش کُنی

این چُنین میناگَری‌ها کارِ توست
این چُنین اِکْسیرها اَسْرارِ توست

ای خدای بزرگ:
دعایی به ما بیاموز که با گفتن آن بر ما رحم کنی. (در این بیت مولانا خداوند را به نام رفیق صدا می زند).
دعایی که بر زبان ما می آید هم از سوی تو است و اجابت آن نیز از تو است.
احساس امنیت و ترس را نیز تو در ما ایجاد می کنی.
اگر کلام خطایی گفتیم (و دل کسی را آزردیم، هرچند ناخواسته)، تو خطای ما را درست کن که تو اصلاحگری نیکو هستی و سلطان کلام می باشی.
خدایا تو کیمیاگری هستی که کلام خطای ما را اصلاح می کنی و حتی اگر جوی خونی از آن برخاسته باشد، تو آن را به رود نیل (با برکت) تبدیل می کنی.
این چنین کارهای زیبای میناگری از سوی تو به ما آموخته شده است و اکسیرهایی که درمان هر بیماری و رفع هر مشکلی است، از دانش تو برخاسته است.






غم کیست که گرد دل مردان گردد
غم گرد فسردگان و سردان گردد

اندر دل مردان خدا دریائیست
کز موج خوشش گنبد گردان گردد

......مولانا

خدایا.....

مرا هزار امید است و هر هزار تویی
شروع شادی و پایان انتظار تویی

بهارها که ز عمرم گذشت و بی تو گذشت
چه بود غیر خزانها اگر بهار تویی

دلم ز هرچه به غیر از تو بود خالی ماند
در این سرا تو بمان ! ای که ماندگار تویی

شهاب زود گذر لحظه های بوالهوسی است
ستاره ای که بخندد به شام تار تویی!
 
جهانیان همه گر تشنگان خون منند
چه باک زان همه دشمن، چو دوستدار تویی

دلم صراحی لبریز آرزومندی است
مرا هزار امید است و هر هزار تویی

"سیمین بهبهانی


غم زمانه....

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم
به طاقتی که ندارم کدام بار کشم

نه قوتی که توانم کناره جستن از او
نه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم

سعدی


در هر فلکی مردمکی می بینم
هر مردمکش را فلکی می بینم

ای احول اگر یکی دو می بینی تو
برعکس تو من دو را یکی می بینم


مولانا..






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک ابزار رایگان وبلاگ clock web -->